Star Wars Episode IV - A New Hope (جنگ ستارگان امید تازه)
منتقد: جيمز براردينلي
وقتي به ليست هزاران فيلم ساخته از اواخر قرن هجدهم تا به امروز نگاه بياندازيد، کمتر فيلمي را پيدا خواهيد کرد که پيشگام جرياني نو در سينما باشد. يکي از اين فيلمها جنگهاي ستاره اي George Lucas در سال 1977 است (که امروزه با نام کامل جنگهاي ستاره اي: اميد تازه شناخته ميشود). فيلمي که نه تنها ماجراهايي بسيار هيجان انگيزي را روايت ميکند، بلکه در زمان اکران توانست گونه علمي تخيلي را دوباره در سينما احيا کند و مهمتر از آن انقلابي را در جلوه هاي ويژه باعث شد که هنوز هم در قسمتهاي جديد آن ادامه دارد. کمپاني Industrial Light and Magic که بعد از ساخت اين فيلم توسط Lucas پايه گذاري گشت نيز در دهه 80 و 90 پيشگام نوآوري در جلوه هاي ويژه بود؛ از ساخت سفينه هاي مختلف در فيلمهاي فضايي تا دايناسورهاي پارک ژوراستيک. هرچند ارزيابي کامل تاثيرات مختلف فيلم جنگهاي ستاره اي در زمينه هاي مختلف فرهنگي اجتماعي سخت است ولي مطمئناً اين را ميتوان گفت تاثير فراواني بر روي صنعت سينما در دو دهه بعد از خود داشته است.
وقتي فيلم براي اولين بار در سال 1997 اکران شد، نقدهاي بسيار خوبي برايش نوشته شد و خيلي زود آن را تبديل به يک پديده کرد. فيلمي کاملاً خانوادگي، مناسب بچه هاي و پدر مادرهايشان که سريالهاي علمي فضايي پيش از خود را با فاصله اي زياد پشت سر گذاشته بود و به سوي آينده اي درخشان پيش ميرفت. بزرگترها اثر استادانه Lucas را ميستودند و بچه ها هم عاشق موجودات عجيب و غريبش بودند. خيلي زود جنگهاي ستاره اي همه گير شد و همجا حرف از آن بود. بعد از مدتي هم روتختي، عروسک، کتاب عکس و پوستر آن به بازار آمد.
موفقيت عظيم ناشي از اکران اول فيلم در سال 1997 باعث شد تا دو بار ديگر هم در اوايل دهه 80 بر روي پرده نقره اي بيايد و بعداً نيز براي شبکه خانگي بر روي VHS توزيع گردد که البته بخاطر تفاوت رسانه (يعني صحفه کوچک تلويزيون) موفقيت اکران سينمايي را نداشت.
هر ساله تعدادي فيلم به مناسب هاي مختلف مانند سالگرد 20 سالگي يا غيره با تدويني جديد يا تغييري در موسيقي مجدداً اکران يا در شبکه خانگي توزيع ميشوند. تعدادي از آنها مانند لورنس عربستان و سرگيجه تنها سعي ميکنند تا بتوانند با ترميم و کارهاي فني کيفيت اکران اوليه را دوباره براي اکران مجدد تکرار کنند. اما Lucas چيزي بيشتر از اين ميخواهد. براي همين علاوه بر ديجيتالي کردن موسيقي، تغييراتي نيز در جلوههاي ويژه داده است. اين تغييرات همچنين شامل چهار دقيقه از تکه فيلمهايي ميشود که تا بحال نشان داده نشده است. هر چند اين سکانسها چندان هم کيفيت فيلم را در کل بالا نميبرند ولي ديدنشان خالي از لطف هم نيست، بخصوص براي کساني که جزئيات سکاسنهاي اکران اصلي را کاملاً بخاطر دارند.
امروزه قهرمانهاي آن لوک اسکاي واکر (Mark Hamill)، هان سولو(Harrison Ford)، شاهزاده ليا(Carrie Fisher)، اوبي- وان کنوبي(Alec Guiness)، چوباکا(Peter Mayhew) ، C-3P0 (Anthony Daniels)و R2-D2 (Kenney Baker) تبديل به اسامي شدند که ميان اعضاي خانواده رد و بدل ميشود. همچنين آدمهاي بد داستان هم يعني فرماندار تارکين (Peter Cushing) و البته Darth Vader و Dark Lord of Sith نيز بسيار معروف شدند. شخصيتهايي که معروفيتشان نه فقط در ايالات متحده بلکه به کشورهاي ديگر نيز رفته بود.
خصيصه ديگري که در مورد جنگهاي ستاره اي به ياد تماشاگرها ميماند، موسيقي آن است. وقتي Lucas براي اولين با به John Williams پيشنهاد موسيقي حماسي براي فيلم را داد، تصور نميکرد که بعداً ميليونها کپي از آن در سراسر دنيا فروخته شود. موسيقي کمتر فيلمي به اين حد از محبوبيت رسيده است. اثري جاودان از Williams که مکمل جلوه هاي تصويري بينظير فيلم است.
محتواي داستان جنگهاي ستاره اي نبرد لوک در برابر شرارت و بدي است. کسي که نميخواهد کنار بايستد و تنها نظاره گر مبارزه ديگران باشد و اين فرصت زماني برايش پيش ميايد که نامه سري از شاهزاده زيباي شورشيها اتفاقي به دستش ميافتد. قهرمان جوان ما نيز پيش شواليه و جداي (Jedi) پيري بنام اوبي – وان کنوبي ميرود تا فنون اسرارآميزي را ياد بگيرد. فنوني که با استفاده از انرژيهاي عجيب همه عناصر عالم رابهم پيوند ميزند. اوبي – وان کنوبي، لوک را قانع ميکند تا به نيرويهايي بپيوندد که ميخواهند شاهزاده را از دست شخصيتهاي منفي داستان نجات دهند. در نتيجه لوک به همراه قاچاقچي غرغرو بنام هان سولو و دوستش چوباکا وارد ماجرا ميشوند.
جنگهاي ستاره اي از فيلمهاي زيادي الهام گرفته شده است که مهمترين آنها شايد دژ مخفي Kurosawa، ماجراهاي Flash Gordon و Buck Rogers، افسانه هاي شاه آرتور و يونان باستان است. همچنين مجموعه اي از عناصر فيلمهاي وسترن و جنگ جهاني دوم نيز در آن ديده ميشود. هنر Lucas تلفيق اين داستانها و عناصر به شکلي است که نه تنها به منابع اصلي اداي دين ميکند بلکه خود اثري است کامل و ارژينال. مقايسه کنيد با فيلم ضعيفي مانند روز استقلال و تفاوت را ببينيد.
از سال 1977 تا به امروز فيلمهاي علمي تخيلي زيادي ساخته شده است اما هيچکدام نتوانسته ترکيب مناسبي از ماجراجويي، شخصيتهاي دوست داشتني و داستاني حماسي ارائه نکرده است جنگهاي ستاره اي همانند همشهري کين، کازابلانکا و بر باد رفته تا سالها بعد مرگ سازندگانشان در ذهنها باقي خواهند ماند.
*◕*◕پوریا ستاره◕*◕*